عنوان کامل پایان نامه :

 تاثیر مدیریت سود بر اظهار نظر حسابرس در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-7 عدم تقارن اطلاعاتی و حسابرسی

تقارن اطلاعاتی در صورتی هست که مدیران و بازار اطلاعات یکسانی درمورد شرکت دارند.پس مدیران و بازار،عدم اطمینان درمورد شرکت را یکسان تحمل می کنند.اما در صورت وجود عدم تقارن اطلاعاتی،مدیران به دلیل دارا بودن اطلاعات خصوصی و محرمانه درمورد شرکت،اطلاعات بیشتر و بهتری نسبت به بازار،در اختیار دارند.یعنی به اطلاعات شرکت قبل از اطلاع بازار دسترسی دارند.اطلاعات خاص شرکت،در طول زمان از طریق رویدادهای افشا کننده اطلاعات به بازار انتقال می یابد.بازار تا قبل از افشا مقداری عدم اطمینان درمورد شرکت دارد.عدم تقارن اطلاعاتی شرکت برابر می باشد با کل عدم اطمینان درمورد شرکت،زیرا احتمال می رود مدیران و بازار به یک اندازه از تاثیر متغیرهای بازار بر ارزش شرکت آگاهی داشته باشند.واکنش بازار به اعلان سود می تواند اولین معیار عدم تقارن اطلاعاتی شرکت از طریق افشای اطلاعات باشد.عدم تقارن اطلاعاتی می تواند بر حسب محیط اطلاعاتی،کثرت اعلان های عمومی و تعداد معاملات شرکت تعیین گردد و همچنین تحت تاثیر رفتار مدیران یا بازار قرار گیرد.به عنوان نمونه،وقتی اعلان عمومی خبری درمورد شرکت انجام می گیرد با فرض ثابت بودن سایر عوامل،ممکن می باشد بازار درمورد وضع واقعی شرکت آگاه تر گردد و عدم تقارن اطلاعاتی کاهش یابد.

طبق تئوری نمایندگی، تضاد منافع می‌تواند منجر به عدم تقارن اطلاعاتی نیز گردد. یکی از راه‌های کاهش این عدم تقارن اطلاعاتی انجام حسابرسی سالانه می‌باشد. دومین مشکل نمایندگی مربوط به ناتوانی سهامدار در ملاحظه اقدام و عملیات مدیر می باشد (جنسن، 1988؛ هلمسترم10، 1979). سهامدار نمی‌تواند اقدامات مدیر را به گونه روزانه دنبال کند تا مطمئن گردد که آیا تصمیم‌گیری‌های مدیر، منطبق با منافع سهامدار می باشد یا خیر؛ پس، سهامدار فاقد اطلاعات لازم در خصوص عملیات مدیر می باشد. این حالت را در اصطلاح تئوری نمایندگی «عدم تقارن اطلاعاتی11» می‌نامند. در این صورت اگر از طرف سهامدار روشی جهت کنترل عملیات مدیر به وجود نیاید، فقط مدیر می‌داند که آیا در راستای منافع سهامدار گام برداشته می باشد یا خیر؛ از طرف دیگر، مدیر، نسبت به اقداماتی که در سازمان بایستی صورت گیرد، بیشتر از سهامدار اطلاع اجرایی دارد. این اطلاع اضافی مدیر، در تئوری نمایندگی«اطلاعات خصوصی12» نامیده می گردد. وجود اطلاعات خصوصی، به عدم تقارن اطلاعاتی بین سهامدار و مالک می‌افزاید. پس می‌توان پیش‌بینی نمود که هر چه حسابرسی با کیفیت بالاتری انجام گردد، سطح عدم تقارن اطلاعاتی نیز کاهش محسوس‌تری داشته باشد.

حسابرسی،عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سهامداران را بوسیله اعطای اعتبار به صورتهای مالی کاهش می دهد و پس یک شیوه نظارتی مناسبی می باشد که بوسیله شرکت ها برای کاهش هزینه های نمایندگی به کار می رود.هیرست در سال 1994 نشان می دهد که حسابرسان نسبت به دستکاری های سود که از طریق افزایش یا کاهش اقلام تعهدی درآمد،انجام می شود حساس هستند و تمایل به کشف انگیزه مدیران از دستکاری سود را دارند.کینی و مارتین در سال 1994،نه مطالعه را مطالعه کردند و نتیجه گرفتند که حسابرسی انحراف بالای سودها و خالص داراییها را کاهش می دهد.مادامیکه حسابرسی،سودمند در کنترل تصمیمات مدیران می باشد،انتظار می رود اثربخشی اش با کیفیت حسابرسی شرکت متفاوت باشد.دی آنجلو،کیفیت حسابرسی را به عنوان احتمال کشف و گزارش تحریفات صورتهای مالی تعریف می کند.پیش روی کیفیت پایین حسابرسی،کیفیت بالای حسابرسی،به احتمال زیاد منجر به کشف و گزارش تحریفات صورت های مالی می گردد.پس،کیفیت بالای حسابرسی به عنوان یک مانع اثر بخش در دستکاری سود می باشد زیرا که اگر اشتباهات گزارش کشف و افشا گردد،احتمال اعتبار مدیران زیر سوال رفته و ارزش شرکت کاهش یابد.

دی آنجلو اظهار می نماید که موسسات حسابرسی بزرگتر انگیزه بیشتری برای کشف و افشای اشتباهات مدیریت دارند.همچنین مدل دو پچ و سیمونیک تصریح می کند که اندازه موسسات حسابرسی،شاخصی برای ارزیابی کیفیت حسابرسی می باشد.جیم بالو متوجه می گردد که اختلاف های مشتریان با حسابرسان که ناشی از مدیریت کردن سود می باشد،بیشتر زمانی اتفاق می افتد که حسابرس شرکت ها موسسات بزرگ هستند.همچنین تحقیقات بیکر نشان می دهد شرکت هایی که حسابرسشان موسسات حسابرسی کوچک هستند،نسبت به شرکت هایی که توسط موسسات حسابرسی بزرگ حسابرسی می شوند،بطور قابل ملاحضه ای اقلام تعهدی اختیاری بیشتری گزارش کرده و تغییرات بزرگتری در اقلام تعهدی اختیاری دارند.

چو در سال 1982 بیان نمود که شرکت ها به علت تضاد منافع بین مدیران و مالکان تقاضای حسابرسی می کنند.در زمانی که اطلاعات صورت های مالی کافی یا صحیح نمی باشند،یکی از اهداف اصلی حسابرسی قرار دادن اطلاعاتی در دسترس مالکان می باشد.پس گزارشهای حسابرسی بخش مهمی از فرآیند حسابرسی می باشد،از اینرو گزارش حسابرسی وسیله ای می باشد که حسابرسان برای انتقال نتایج حسابرسی به مالکان بهره گیری می کنند.

از نظر تئوری نمایندگی،حسابرسی مکانیسم کنترلی می باشد که اطمینان معقولی فراهم می کند که صورتهای مالی،فاقد اشتباهات با اهمیت هستند و پس از منافع سهامداران طرفداری می کند.زمانی که منافع مدیریت در تعارض با منافع سهامداران قرار دارد،مدیریت ممکن می باشد برای افزایش منافع سهامداران تلاشی انجام ندهد.به علاوه بدلیل اینکه اغلب پاداش مدیریت بر پایه سود گزارش شده قرار دارد.لذا مدیران برای حداکثر کردن منافع خود انگیزه کافی را برای دستکاری سودگزارش شده دارند.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش:

سایت منبع

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

سوال اصلی پژوهش که درصدد پاسخ به آن هستیم به تبیین زیر می باشد:

آیا مدیریت سود بر نوع اظهار نظر حسابرس تاثیر می گذارد؟

بر اساس متغیر های مستقل(قدر مطلق اقلام تعهدی اختیار،اقلام تعهدی اختیاری مثبت و اقلام تعهدی اختیاری منفی) سوال اصلی به سه سوال فرعی زیر تفکیک می گردد:

  • آیا قدر مطلق اقلام تعهدی اختیاری بر نوع اظهار نظر حسابرس(مقبول یا مشروط) تاثیر گذار هست؟
  • آیا اقلام تعهدی اختیاری مثبت بر نوع اظهار نظر حسابرس(مقبول یا مشروط) تاثیر گذار هست؟
  • آیا اقلام تعهدی اختیاری منفی بر نوع اظهار نظر حسابرس(مقبول یا مشروط)تاثیر گذار هست؟