عنوان کامل پایان نامه :

 تاثیر مدیریت سود بر اظهار نظر حسابرس در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2 -2 مدیریت سود

مدیریت سود، چتری برای اقداماتی می باشد که بر سود حسابداری و یا تفسیر آن اثر می‌گذارد که با تصمیم‌گیری در ارتباط با تولید و سرمایه‌گذاری که بخشی از سود اقتصادی را تحت تأثیر قرار می‌دهند آغاز می گردد و با انتخاب از میان روش‌های حسابداری و اندازه‌ی اقلام تعهدی، در هنگام تهیه‌ی صورت‌های مالی، ادامه می‌یابد و با انجام اقداماتی که تفسیر سود گزارش شده را تحت تأثیر قرار می‌دهد (برای مثال کوشش برای تحت تأثیر قرار دادن نظر حسابرس در مورد ابهام موجود در ارتباط با تداوم فعالیت شرکت)، خاتمه پیدا می کند (رونن و یاری،2008).

مطلب فوق، به خوبی وسعت حوزه‌ی مطالعات در ارتباط با مدیریت سود را به تصویر می‌کشد.در این فصل آغاز با مروری اجمالی برمبانی نظری مدیریت سود، روش‌های مدیریت سود و دیدگاه‌های موجود در ارتباط با مدیریت سود، مدیریت سود را تعریف می کنیم. سپس به گونه مفصل، مبانی نظری و تحقیقات انجام گرفته در ارتباط با «مدیریت سود و نوع اظهار نظر حسابرس»اظهار خواهد گردید.

2-2-1 تعریف مدیریت سود

علی‌رغم قدمت و حجم زیاد مطالعات انجام گرفته در زمینه‌ی مدیریت سود، هنوز تعریف کامل و مورد توافقی برای آن وجود ندارد و محققان مختلف این پدیده را به شیوه‌های گوناگون تعریف کرده‌اند برای مثال:

اسکات (2003)، مدیریت سود را انتخاب از بین رویه های حسابداری توسط مدیر که برای دستیابی به اهداف مشخص انجام می‌گیرد تعریف کرده می باشد (رونن و یاری 2008، صفحه‌ی 31).

دیویدسان و دیگران (1987)،مدیریت سود را فرآیند انجام اقدامات آگاهانه در چهارچوب اصول پذیرفته شده‌ی حسابداری جهت دستیابی به سود مطلوب مورد نظر تعریف کرده‌اند(بنیش[1]، 2001).

شیپر[2](1998) مدیریت سود را دخالت آگاهانه و هدفمنددر فرآیند گزارشگری مالی به مقصود دستیابی به منفعت شخصی تعریف کرده می باشد.

هیلی و واهلن[3](1999) مدیریت سود را این‌گونه تعریف کرده‌اند: مدیریت سود هنگامی به وقوع می‌پیوندد که مدیران از قضاوت شخصی خود در گزارشگری مالی و یا زمان‌بندی و ایجاد معاملات با نیت گمراه کردن بعضی از صاحبان سرمایه در مورد عملکرد اقتصادی شرکت و یا تحت تأثیر قرار دادن نتایج قراردادهایی که مفاد آن مبتنی برارقام حسابداری می باشد، بهره گیری کنند.

هیچ‌کدام از موارد فوق نمی‌تواند تعریف جامعی برای مدیریت سود باشد. در تعریف ارائه شده توسط اسکات، مدیریت سود تنها به انتخاب از بین رویه‌های حسابداری محدود شده می باشد و سایر موارد را شامل نمی‌گردد. تعریف دیویدسان و دیگران، مدیریت سود را محدود به فعالیت‌هایی می کند که در چهارچوب اصول پذیرفته‌شده‌ی حسابداری انجام می گردد؛ این تعریف نسبت به تعریف اسکات جامع‌تراست زیرا اعمال قضاوت‌های مدیردر فرآیند گزارشگری مالی را نیز شامل می گردد اما با محدود کردن آن در چهارچوب اصول پذیرفته شده‌ی حسابداری، تنها مدیریت سود حسابداری را شامل می گردد و مدیریت سود واقعی را از دایره‌ی شمول خود حذف کرده می باشد (رونن و یاری،2008).

تعریف ارائه شده توسط هیلی و واهلن از مقبولیت بیشتری برخوردار می باشد. در این تعریف دو نکته‌ی مهم هست؛ نخست آنکه آنان مدیریت سود را به نحوی تعریف کردند که بتوان انواع روش‌هایی که مدیران را قادر می‌سازد تا قضاوت خود را در فرآیند گزارشگری مالی اعمال کنند را شامل گردد. پس، این تعریف هر دو نوع مدیریت سود حسابداری و مدیریت سود واقعی را شامل می گردد. نکته دوم آن می باشد که در این تعریف، هدف مدیریت سود گمراه کردن ذینفعان و یا گروهی از آن‌ها در ارتباط با عملکرد اقتصادی شرکت یاد شده می باشد و هنگامی رخ می‌دهد که مدیران به اطلاعاتی دسترسی داشته باشند که سایرین از آن بی‌بهره‌اند و همچنین معتقد باشند که سرمایه‌گذارن و یا گروهی از بهره گیری‌کنندگان نمی‌توانند مدیریت سود را تشخیص دهند(هیلی و واهلن،1999). این تعریف نیز نمی‌تواند تعریف کاملی از مدیریت سود باشد زیرا تنها از دید رفتار فرصت‌طلبانه به موضوع مدیریت سود می‌نگرد و دیدگاه مفید بودن مدیریت سود را مد نظر قرار نمی‌دهد.

رونن و یاری (2008)، مدیریت سود را بدین تبیین توصیف کردند:

مدیریت سود مجموعه‌ای از تصمیمات مدیریت می‌باشد که منجر به عدم گزارش سودهای واقعی کوتاه مدت شناخته شده برای مدیر می گردد. مدیریت سود می‌تواند

سایت منبع

  • مفید باشد: از ارزش شرکت در بلند مدت، علامت بدهد؛
  • زیان آور باشد: باعث پنهان کردن ارزش کوتاه مدت و یا بلند مدت شرکت گردد.
  • بی‌اثر (خنثی) باشد: باعث عیان کردن عملکرد کوتاه مدت شرکت گردد.

مدیریت سود از اقدامات تولید/سرمایه‌گذاری قبل از تحقق سود و یا انتخاب‌های حسابداری بعد از مشخص شدن سود،که رقم سود و تفسیرهای حاصل از آن را تحت تأثیر قرار می‌دهد، حاصل می گردد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

تعریف فوق دارای سه قسمت می‌باشد. در قسمت اول مدیریت سود را بر اساس واقعیت کوتاه مدت شناخته شده به وسیله‌ی مدیر اندازه می‌گیرد. در قسمت دوم بیانگر دیدگاه‌های موجود در ارتباط با مطلوبیت مدیریت سود می باشد و قسمت سوم بیانگر شیوه‌های گسترده‌ای می باشد که از طریق آن مدیریت سود به وقوع می‌پیوندد.

تعریف فوق نیز دارای کاستی‌هایی می باشد و عملیاتی کردن آن دشوار می‌باشد اما به دلیل آنکه انواع روش‌های مدیریت سود و انواع دیدگاه‌های موجود در موردمطلوبیت سود را مد نظر قرار داده می باشد،نسبت به تعاریف به اقدام آمده‌ی قبلی، کامل‌تر می‌باشد.

[1]Beneish

[2] Schipper

[3] Healy & Wahlen

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش:

سوال اصلی پژوهش که درصدد پاسخ به آن هستیم به تبیین زیر می باشد:

آیا مدیریت سود بر نوع اظهار نظر حسابرس تاثیر می گذارد؟

بر اساس متغیر های مستقل(قدر مطلق اقلام تعهدی اختیار،اقلام تعهدی اختیاری مثبت و اقلام تعهدی اختیاری منفی) سوال اصلی به سه سوال فرعی زیر تفکیک می گردد:

  • آیا قدر مطلق اقلام تعهدی اختیاری بر نوع اظهار نظر حسابرس(مقبول یا مشروط) تاثیر گذار هست؟
  • آیا اقلام تعهدی اختیاری مثبت بر نوع اظهار نظر حسابرس(مقبول یا مشروط) تاثیر گذار هست؟
  • آیا اقلام تعهدی اختیاری منفی بر نوع اظهار نظر حسابرس(مقبول یا مشروط)تاثیر گذار هست؟