پایان نامه ارشد

عنوان کامل پایان نامه :

  ارتباط بین یادگیری سازمانی با کار آفرینی سازمانی در کارخانجات نورد

قسمتی از متن پایان نامه :

– اظهار مسئله پژوهش:

یادگیری در سازمان ها نیازمند تحول بنیادی در طرز فکر کارکنان و بازبینی پیش فرض های ذهنی آنها می باشد. چنین تصویری از یادگیری با آن چیز که در محاوره های روزمره متداول می باشد، بسیار تفاوت دارد.یادگیری واقعی در قلب و ذهن افراد نفوذ می کند و موجب آگاهی و تغییر رفتار می گردد. بشر از طریق یادگیری خود را دوباره خلق می کند و به انجام کارهایی که تا کنون نتوانسته می باشد، توانمند می سازد. چنین یادگیری به بشر قابلیت ارتباط مؤثر با جهان خارج از ذهن را می دهد و از این طریق چشم اندازهای نوینی را فراسوی او قرار می دهد، قابلیت ها گسترش می یابد و بر توانایی خلاقیت و نوآوری های او می افزاید.

یادگیری سازمانی پدیده ای متعلق به دهه 1990 می باشد که پیترسنگه آن را مطرح نمود.در مورد ایجاد سازمان های یادگیرنده می توان گفت : تغییر و تحولات محیط های سازمانی، علت پدیدار شدن چنین سازمان هایی می باشد.سازمان ها برای این که بتوانند خود را در محیط متغیر امروزی حفظ نمایند، نیاز دارند از ساختارهای ساکن و غیرپویا خارج شده و به سمت سازمان های یادگیرنده متحول شوند.به تعبیری دیگر برای موفقیت در ایجاد آینده ای بهتر بایستی سازمانی را پرورش داد که به گونه اثربخش در پی یادگیری باشد.مدیران برای حفظ بقای سازمان خود نیاز دارند با دگرگونی ها و تحولات متناسب شوند و به یادگیری به عنوان پدیده ای ارزشمند بنگرند.

مارکوآد2، در مورد یادگیری سازمانی اظهار می دارد که یادگیری سازمانی، بیانگر قابلیت توسعه فکری و بهره وری می باشد که از طریق تعهد به آن برای بهبود مستمر، در سراسر سازمان ها حاصل می گردد.[3]

یادگیری و کسب دانش تیمی از دوره های رقابتی برای سازمان های امروزی به شمار می رود.به بیانی دیگر، یادگیری سازمانی[1] فعالیت بلند مدتی می باشد که شرایط را به شرایط سودمند رقابتی تبدیل می سازد. این که کارکنان ما چه یاد می گیرند، در آینده سازمان ما تأثیر می گذارد. به گفته گانز : عملکرد امروزه حاصل یادگیری دیروز می باشد و عملکرد فردا، حاصل یادگیری امروز می باشد (ویندسور[2]،2001،3).[4]

امروزه، آموزش و یادگیری، دو اصل اساسی جهت توسعه فردی، سازمانی و جامعه به شمار می رود که با در نظر داشتن تغییرات و تحولات فزاینده، نیاز به آن بیش از هر زمان دیگری احساس می گردد. بایستی توجه داشت که آموزش و یادگیری در سازمان ها مفهوم یکسانی ندارند. عمده ترین تفاوت این می باشد که یادگیری مستمر، پویا و انعطاف پذیر می باشد در حالی که آموزش مقطعی و از قبل طراحی شده می باشد. مهم ترین گام برای حرکت به سوی سازمان یادگیرنده این می باشد که مدیران علاوه بر پذیرش تغییر، دیدگاهی باز و روشن داشته باشند، اگر این طور نباشد قادر نخواهند بود به دیگران یاد بدهند. گام بعدی ایجاد نظام آموزشی متناسب با استراتژی ها و اهداف سازمان می باشد.

به گونه عمده سازمان هایی که از ساختار سازمان یادگیرنده تبعیت می کنند به این باور رسیده اند، برای یادگیری سازمانی بایستی مراحل طراحی ساختار دانش و طراحی عملکرد، اجرای سیستم طراحی شده، یادگیری فردی، تولید دانش جدید و تسخیر دانش طی گردد. نکته مهم این می باشد که هیچ سازمانی هیچگاه به گونه کامل یک سازمان یادگیرنده نیست، اما با این تفاصیل در نظر داشتن مراحل گوناگون برای تبدیل شدن به یک سازمان یادگیرنده از دیدگاه های مختلف ضروری به نظر می رسد.

یادگیری سازمانی فرآیندی می باشد پویا، که سازمان را قادر می سازد تا به سرعت با تغییر سازگاری یابد. این فرآیند شامل تولید دانش جدید، مهارت ها و رفتارها می گردد و به وسیله تسهیم میان کارکردی و یادگیری همکارانه، تقویت می گردد. نتایج این دو اصل، خلق فرهنگ یادگیری و فرهنگ مشترک در میان همه کارکنان می باشد. یادگیری جزء مهم نوآوری و شامل نیاز به درون سازی و منتشر کردن اطلاعات می باشد.[5]

سابان1، یادگیری سازمانی را یک جزء مهم و حیاتی برای نوآوری می داند که از طریق آن محصول جدید توسعه می یابد. او پیشنهاد می کند، قبل از اینکه سازمان بتواند رفتار نوآورانه اش را بهبود بخشد، مدیریت بایستی یادگیری رایج در سازمان را تحلیل کند.[5]

یادگیری سازمانی از خلاقیت، ایده ها و دانش جدید طرفداری می کند و توانایی درک و بهره گیری از آنها را افزایش می دهد. تأثیر یادگیری در نوآوری2 و کارآفرینی می تواند به صورت حفظ دانش درمورد فعالیت ها و تجربیات قبلی تعریف گردد، از این رو یادگیری نظام مند از تجربیات گذشته، زیربنای اساسی مدیریت موثر فرآیندهای بهبود و توسعه محصول جدید و نوآوری می باشد.[5]

بعضی از محققین به تشریح چگونگی ایجاد سازمان های کارآفرینانه فرعی در چارچوب سازمان های مادر پرداخته اند و عقیده دارند آن چیز که که بین تمامی انواع کارآفرینان به گونه مشترک می توان پیدا نمود، انجام یک فعالیت با ریسک بالا می باشد و هدف از تعمیم فرآیند کارآفرینی در سازمان ها، در واقع اولویت دادن به اقدام فعالیت هایی با ریسک بالا نسبت به برنامه های جاری سازمان می باشد.آن چیز که که در این بین بعضی سازمان ها را برتر نشان می دهد مزیت رقابتی می باشد، یعنی آمادگی برای ورود به یک پارادایم جدید مدیریتی (محیط رقابتی) و خارج شدن از پارادایم قدیمی مدیریت (ثبات و تعادل). در این بین سازمانی برنده می باشد که ابزارهای لازم برای رسیدن به اهداف تعیین شده برای این دنیای جدید را بیشتر فراهم نموده باشد. مانند مهم ترین ابزارها که به عنوان اصلی ترین عامل بقا و توانمند سازی درونی مطرح می باشد، دارا بودن قابلیت یادگیری سازمانی می باشد. [6]

اندازه یادگیری یک سازمان بایستی حداقل برابر اندازه یادگیری رقبا و اندازه تغییرات محیطی باشد تا بتواند موفقیت رقابتی خود را در بازار حفظ کند. از طرفی دیگر امروزه سازمان ها در کشور ما نگاه جدی به مقوله کارآفرینی ندارند و طرفداری کافی از کارآفرینان صورت نمی گیرد. حال آنکه در نظر داشتن این امر می تواند عامل رشد سازمان و در نهایت توسعه کشور گردد.

لذا با درک اهمیت این موضوع، به نظر می رسد که تمرکز روی یادگیری و کارآفرینی سازمانی به مقصود بهبود عملکرد و تحقق اهداف سازمانی، به ویژه در شرایط محیطی پیچیده و پویای کنونی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.

افراد و سازمان هایی که با تغییرات فراگیر همگام نباشد به سرعت منسوخ می شوند. پس سازمان ها بایستی، ذهنیت کلاسیک1 خویش را کنار گذاشته و به دنبال آن دسته از دانش، مهارت ها، عادات و استراتژی هایی باشند که آنان را در آینده موفق خواهد نمود.

در نظر داشتن قابلیت های یک سازمان یادگیرنده نظیر، پیش بینی و انطباق سریع تر با اثرات محیطی، سرعت در توسعه محصول، حرفه ای شدن از طریق رقبا، سرعت در انتقال دانش2، یادگیری اثربخش از خطاها، تشویق بهبود مستمر و جذب بهترین کارکنان، تأثیر یادگیری سازمانی به عنوان عامل انعطاف پذیری سازمان در برابر تغییرات بیرونی و محیطی مناسب برای خلاقیت و نوآوری که منجر به کارآفرینی و خلق استراتژی های نو و محرک برای توسعه اقتصادی و ایجاد مزیت رقابتی در سازمان ها می گردد را برجسته تر می کند. [8]

ابزارهای لازم برای پویایی، تبدیل شدن سازمان ها، به سازمان های یادگیرنده و کارآفرین می باشد. به کار گیری این دو متغیر و در نظر گرفتن آنها تأثیر بسزایی در استحکام و بقای سازمان خواهد داشت. بخش عمده ای از کارهایی که هم اکنون در سازمان ها برای بهبود بهره وری و بهتر کردن کیفیت زندگی کاری انجام می گیرد، متوجه این امر می باشد، که راه برای به کارگیری یادگیری و کارآفرینی سازمانی هموار سازد.

بزرگترین امتیاز رقابتی در پارادایم های جدید کسب و کار، یادگیری اظهار شده می باشد. از این دو مرکزیت پارادایم جدید، یادگیری می باشد. پس سازمان هایی موفق تر هستند که زودتر، سریع تر و بهتر از رقبا یاد بگیرند. درست به همین دلیل می باشد که مفهوم یادگیری سازمانی در سال های اخیر مطرح شده و رشد فزاینده ای داشته می باشد.

[1]organizational Learning

2Marquardt

 

 

 

1 saban

2 Innovation

 

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1 Classic mind

2 Knowledge transfer

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

– اهداف پژوهش :

هدف اصلی :

شناسایی ارتباط بین یادگیری سازمانی و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا.

اهداف فرعی :

  • شناسایی وضعیت قابلیت های فردی براساس ابعاد سازمان یادگیرنده و بهبود آن در شرکت لوله صفا.
  • شناسایی وضعیت الگوهای ذهنی و بهبود آن در شرکت لوله صفا.
  • شناسایی وضعیت چشم انداز مشترک و بهبود آن در شرکت لوله صفا.
  • سایت منبع

  • شناسایی وضعیت تفکر سیستمی و بهبود آن در شرکت لوله صفا.
  • شناسایی وضعیت یادگیری تیمی و بهبود آن در شرکت لوله صفا.

1-6- سؤالات پژوهش :

سؤال اصلی :

آیا بین یادگیری سازمانی و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا، ارتباط معناداری هست؟

سؤالات فرعی :

  • آیا بین قابلیت های فردی و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا، ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین الگوهای ذهنی و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا، ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین چشم انداز مشترک و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا، ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین تفکر سیستمی و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا، ارتباط معناداری هست؟
  • آیا بین یادگیری تیمی و کارآفرینی سازمانی در شرکت لوله صفا، ارتباط معناداری هست؟

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان :  ارتباط بین یادگیری سازمانی با کار آفرینی سازمانی در کارخانجات نورد  با فرمت ورد