شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 تاثیر مدیریت سود بر اظهار نظر حسابرس در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار

قسمتی از متن پایان نامه :

2-6-3 تئوری نمایندگی  

پس از آغاز انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم و با توسعه شرکت‌های سهامی، انبوه سرمایه‌گذارانی به وجود آمدند، که در اداره واحدهای اقتصادی مورد مشارکت خود تأثیر مستقیمی نداشتند و تنها از طریق انتخاب هیات مدیره و نظارت بر آنها ، بر اداره واحد اقتصادی خود ، همت می‌گمارند. حاصل این فرآیند تفکیک مالکیت از مدیریت شرکت‌ها بود. پس تئوری اثباتی حسابداری توصیه می کند که همیشه آزادی اقدام برای مدیران در انتخاب روش های حسابداری به شکل فرصت طلبانه و در راستای منافع شخصی، وجود خواهد داشت لذا هر دو گروه بر مبنای  منفعت مشخص خودشان اقدام می کنند که الزاماً مطابق هم نخواهند بود لذا جدایی مالکیت از مدیریت منجر به پیدایش تئوری نمایندگی گردید. این تئوری که در سال 1976 توسط جنسن و مک لینگ مطرح گردید، مربوط به موردی می باشد که فردی مسئولیت تصمیم‌گیری در خصوص توزیع منابع مالی و اقتصادی و یا انجام خدمتی را طی قرارداد مشخصی به شخص دیگری واگذار می کند. شخص اول را در اصطلاح صاحبکار (مالک) و شخص دوم را اصطلاحا نماینده (کارگزار) می نامند. با جدا شدن مالکیت و مدیریت در شرکت‌های سهامی، این امکان بالقوه هست که مدیران تصمیماتی را اتخاذ نمایند که در جهت منافع آنان و در جهت عکس منافع سهامداران باشد لذا فرض اصلی در تئوری نمایندگی برعلاقه‌مندی کلیه افراد ذینفع در شرکت بر حداکثرسازی منافع اقتصادی خود، استوار می باشد (اما پور، خرم،61،1390-75).

از این رو بسیاری از تحولات چشمگیر در حسابداری در سایه جدایی مالکیت از مدیریت در شرکت ها اتفاق افتاده می باشد. در گذشته مالکان، همان مدیران واحد تجاری بودند وآنها را در یک نقطه ثقل نظاره می‌کردیم. و از طرفی مالکان خود بر تمامی عملیات کنترل داشته و باعث افزایش ارزش شرکت می‌شدند. پیشرفت تکنولوژی و نیاز روزافزون به سرمایه باعث گردید که بازارهای بزرگ سرمایه به وجودآید، درپی آن مالکیت از مدیریت جدا گردید. مشکل اصلی این بود که کنترل در کجای معادله قرار گیرد تا وضعیت سابق حفظ گردد. ازطرفی چگونه کنترل نمود؟ آیا می‌توان رفتار مدیر را کنترل نمود ؟

حال باتوجه به ویژگی‌های مربوط به مالک و نماینده ، می‌توان گفت که مدیریت برای به حداکثر رساندن منافع شخصی خویش ، منابع شرکت را به نفع خود به مصرف می‌رساند و ممکن می باشد دست به مدیریت سود بزند.سهامداران نیز با استخدام حسابرسان کوشش می کنند بر عملکرد مدیریت  نظارت نمود ه و از مدیریت سود فرصت طلباته جلوگیری کنند و به این شکل هزینه های نمایندگی را کاهش دهند.حسابرسان با رسیدگی به شواهد و مدارک تهیه صورت های مالی مطلوب بودن آن را از لحاظ شکل ارائه و محتوا مورد تایید قرار می دهند و در صورتی که تحریف با اهمیتی مانند مدیریت سود فرصت طلبانه در صورت های مالی صورت گرفته باشد،اظهار نظر خود را تعدیل کنند.لذا انتظار می رود که مدیریت سود بر نوع اظهار نظر حسابرسان تاثیر گذار باشد.

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوالات پژوهش:

سوال اصلی پژوهش که درصدد پاسخ به آن هستیم به تبیین زیر می باشد:

آیا مدیریت سود بر نوع اظهار نظر حسابرس تاثیر می گذارد؟

سایت منبع

بر اساس متغیر های مستقل(قدر مطلق اقلام تعهدی اختیار،اقلام تعهدی اختیاری مثبت و اقلام تعهدی اختیاری منفی) سوال اصلی به سه سوال فرعی زیر تفکیک می گردد:

  • آیا قدر مطلق اقلام تعهدی اختیاری بر نوع اظهار نظر حسابرس(مقبول یا مشروط) تاثیر گذار هست؟
  • آیا اقلام تعهدی اختیاری مثبت بر نوع اظهار نظر حسابرس(مقبول یا مشروط) تاثیر گذار هست؟
  • آیا اقلام تعهدی اختیاری منفی بر نوع اظهار نظر حسابرس(مقبول یا مشروط)تاثیر گذار هست؟